فاصله بین سرعت 250 تا 300 فقط 50 کیلومتر است ولی بین سرعت 300 تا 350 یک دنیا, انبوهی موی سپید, افزایش آدرنالین در خون, فشار خون زیاد و بالاخره یک دست پر از تجربه وجود دارد که مردمک چشمهای راننده را تنگ و موهای بدن او را از ترس سیخ میکند.
در سرعت 300 کیلومتر بر ساعت جاده مثل یک خط بنظر میرسد. قوس ملایم جاده به یک پیش تند و یک موج کوچک روی جاده به تپه ای بزرگ تبدیل میشود. به طوریکه هنگام عبور از این موج بنظر کوچک, امعاء و احشاء راننده از سینه اش بیرون می پرد. در سرعت بالای 300 کیلومتر بر ساعت عدم هماهنگی بین چشم و مغز , مغز و دست و مغز و پا بو جود می آید و بخصوص اگر رانندگی در شب باشد, راننده وقتی موانع را مشاهده میکند که از آن گذشته است. بنابراین سرعت بالای 300 کیلومتر بر ساعت فقط در مسیر های بسته مانند پیست مسابقات میسر است.
برای رانندگی در این شرایط باید چهار چشم داشت یکی برای دیدن فاصله کوتاه در جلو اتومبیل, یکی برای دیدن افق دور, یکی برای دیدن آینه های داخل و بغل و یکی برای دیدن نشان دهنده های روی جلو داشبورد.
دیگر مقدماتی که برای این رانندگی مافوق سریع لازم است یک اتوبان خلوت که در ضمن خشک باشد و پیچ و خم نداشته باشد و البته اتومبیل باید خالی باشد یعنی سرنشین کناری حضور نداشته باشد. زیرا سرنشینان سرعت 180 کیلومتر بر ساعت را خطر بین مرگ و زندگی میدانند ولی سرعت 300 کیلومتر بر ساعت برای آنان غیر قابل تحمل است. اگر سرعت متعادل باشد هر کسی میتواند آنرا تحمل کند ولی سرعت زیاد هم به فناوری وسیله نقلیه بستگی دارد و هم به جنون سرعت یا دل و جرأت سریع رفتن.
به دلیل هرز گردی چرخها و از بین رفتن زمان تيك آف كردن توشتاب مضر هست و تايم رو عقب مي ندازه.
اگر هم از سكون معمولي راه بيفتيد و بعد گاز رو تا ته فشار بديد با اينكه از تيك آف كردن خيلي بهتره ولي بازم تايم مطلوب رو نخواهید داشت.
پس چه جوري بايد راه افتاد؟
اين مساله يه كم تجربيه و تو هر ماشيني ممكنه فرق داشته باشه. كلا به ميزان تورك و قدرت ماشين بستگي داره كه به چه ميزان و در چه دور موتوري به دست مي ياد .
براي ماشين هاي خيلي پر قدرت فقط بايد پا رو از روی كلاچ تو دور آروم بر داشت و يک دفعه هم تخته نكرد چون ماشین شروع به تيك آف مي كنه.
براي ماشين هاي معمولي:
شما به عنوان یک راننده باید مطلع باشید که حداکثر تورک ماشینتون در چه دور موتوری به دست می آد. این مساله برای ماشینهای مختلف فرق داره.
براي مثال ممکنه حداكثر توان یک خودرو در 5800 دور ايجاد بشه اما حداکثر میزران دور موتور در همون خودرو در 6500 قرار دارد. در نتيجه تعويض دنده بايد در دور 5800 صورت بگيرد و رفتن تا 6500 فقط تلف كردن زمان است و نمودار قدرت پس از دور 5800 سير نزولي دارد .
مثلا تو پرايد ماكسيمم تورك تو دور موتور 3000 به دست مي ياد. با توجه به سايز لاستيك و سفتي فنر و كمك فنر باز هم دور موتور راه افتادن ممكنه تغيير كنه ولي در حالت كلي يه مقدار كمتر از 3000 خوبه.
بهتره نيم كلاچ باشين تا با علامت ( حالا يا چراغ يا دست ) يه دفعه کلاچ را ول كنید. تفاوت اینجور حرکت با اینکه یه دفعه کلاچ رو از ته تا بالا ول کنید اینه که هرزگردي كمتر مي شه چون با نيم كلاچ شما به آستانه اصطكاك لغزشي نزديك تر مي شين و ضربه هم كمتر مي شه و اگه سطح هم لغزنده باشه شما زودتر از ميزان اون آگاهي پيدا مي كنين و مي تونين حركت رو اصلاح كنين.
در ماشینهای اتومات موجود در ایران سه نوع حالت داره :
1. Normal که این حالت , حالت رانندگی در شهر و به صورت ساده هست.
2. Snow : این حالت در جاهای برفی و لغزنده استفاده میشه و دنده هایی که داده میشه به صورتی هست که تایر دچار هرزگردی نشه و به راحتی به روی سطوح لغزنده حرکت کنه.
3. Speed : که در این حالت دنده های داده شده پرتر و بادور موتور بیشتری از حالت نرمال داده میشه که این امر باعث بیشتری میشه
ولی در ماشینهای مدرن حالتی به نام OverDrive هست.

